X
تبلیغات
انتظار شیرین
انتظار سخته ولی وقتی منتظر یک اتفاق خوبی، انتظار، شیرین میشه

سلام به همه دوستان گلم.

با اينكه از تعطيلات هفته گذشته خيلي گذشته و توي اين هفته هم كلي اتفاقات افتاده( مثل جشن مهدكودك معصومه اينا) ولي اول ماجراي سفر هفته پيش رو تعريف كنم تا يه روز ديگه بيام از بقيه اتفاقات صحبت كنم.

پس اين شما و اينم ماجراي سفر دوروزه ما به خلخال و آستارا:

صبح جمعه حركت كرديم به سمت اسالم.مثلا مي خواستيم دشت شقايق رو كه توي راه اسالم به خلخاله رو ببينيم ولي تمام طول مسير مه شديد بود و فقط نيم متر جلوتر رو مي تونستيم ببينيم.دريغ از يك شاخه شقايق.

به هرحال توي همون مه نهار خورديم و حركت كرديم به سمت خلخال.توي خلخال هم ابتدا رفتيم تفرجگاه اندبيل كه مثلا چشمه عديل رو ببينيم.ولي يه آب باريكه اونجا بود و اون چيزي نبود كه توي تصور ما بود.خلاصه بعدشم حركت كرديم به سمت هشجين كه روستاي كزج كه شبيه ماسوله است رو ببينيم كه بعد از حدود يك ساعت به اين روستا رسيديم.شبيه ماسوله بود ولي به تميزي و سرسبزي ماسوله نبود.خلاصه جايي هم براي ماندن نداشت و ما مجبور شديم دوباره برگرديم خلخال.ولي اون موقع شب ديگه نه هتلي و نه مسافرخانه اي جاي خالي نداشت و ما مجبور شديم كنار يه پارك توي ماشين بخوابيم( البته توي پارك پر از مسافر بود).

خلاصه فردا صبحش هم حركت كرديم به سمت اردبيل و نرسيده به اردبيل سري هم به درياچه نئور زديم كه زيبا بود و بسيار سرد.بعدشم حركت كرديم به سمت آستارا كه توقف كوتاهي هم در گردنه حيران داشتيم و بعدشم آستارا ونماز و نهار. يه سرهم به بازار اطراف گمرك زديم  و بعدشم حركت به سمت رشت.خسته شديم ولي خوش گذشت.

بزودي عكس هم به اين پست اضافه مي شود.

اینجا یک قسمت از اون دشت شقایقه که ما هیچی ندیدیم.فقط تونستیم از نمای نزدیک این چند تا گل رو شکار کنیم

             

       

اینم اون روستایی که گفتم شبیه ماسوله است( روستای کزج)

          

اینم دریاچه نئور در نزدیکی اردبیل.فکرشو بکن در اون ارتفاع همچین دریاچه ای باشه.

     

اینم معصومه خانوم ما در گردنه حیران

                

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 13:5  توسط محدثه  |